|
بسمه تعالی
نویسنده سید مهدی شهابی(بیمارستان شهید دستغیب)
پاسخ به شبهات دانشجویان- فلسفه احکام – مبحث ارث
س: چرا ارث زنان نصف ارث مردان است؟
ج: بررسی مسأله ارث زن که بر طبق آیه 11 سوره نساء (للذکرمثل خط الاثنین) سهم مذکر دو برابر ارث مؤنث است
در تبیین این موضوع ناچار به ذکر سه مسأله هستیم:
1- یکی از عوامل مهم ایجاد شبهه کم اطلاعی و گاه بی اطلاعی از احکام و مسائل حقوقی است. موضوع ارث از آن مسائلی است که حقیقت آن با چیزی که زنان می پندارند کاملا متفاوت است. بر پایه آنچه ما در این گفتار دنبال می کنیم ، ارث زن بیش از مرد یا مساوی با مرد است . حال آنکه در نگاه سطحی تصور می شود که ارث زن نصف ارث مرد است.
2- این مسأله هم از امور روشن اجتماعی و حقوقی است که انتظار(تساوی حقوق زن و مرد) در همه چیز انتظاری بیهوده است. زن و مرد دو موجود با ویژگی های مخصوص به خود و دارای دو نوع طبیعت و امکانات هستند و هیچ یک از آندو نمی توانند خود را شایسته حقوق مخصوص آن دیگری بداند. آنچه میان آندو نباید وجود داشته باشد تبعیض است نه تفاوت تبعیض در جایی است که بین دو شیء با امکانات کاملا مساوی فرق گذاشته شود. قرآن چنین تبعیضی را نه در حق مرد قائل است و نه در حق زن. در آ»جا که از بهره زن و مرد سخن می گوید می فرماید:برای هر یک از زن و مرد حاصل دسترنجشان باید داده شود.(للرجال نصیب ممااکتسبوا ووللنساء نصیب مما اکتسبن)نساء 32
در ثواب اخروی آنان نیز می فرماید:هر یک از زن و مرد مؤمن که کاری شایسته کرده باشند به طور کامل پاداش خود را دریافت خواهند کرد.
اما از طرفی این حقیقت از امور پذیرفته شده علمی و تجربی است که توان بدنی مرد بیشتر از زن و نیروی عاطفی زن به مراتب از مرد بیشتر است. بارداری و شیر دهی ویژه زن است و مرد راهی برای دستیابی به آن ندارد و به طور طبیعی نمی تواند امتیازات این دوره از زندگی زن را دارا باشد.
3- حقیقت این است که در عصر نزول آیات ارث بر مسلملنلن هیچ زمینه ای برای طرح حقوق زن وجود نداشت.
مسلمانانی که در انتظار نزول آیات الهی پیرامون مسائل زندگی بودند، برخی همان کسانی بودند که تا زمانی پیش زن را جزو دارایی مرد بر می شمردند و هیچ گاه تصور نمی کردند اسلام برای زن سهمی از ارث مرد قرار دهد.
رسول اکرم(ص) که آگاه ترین فرد به رویدادها و افکار زمان خود بود، خوب می دانست که طرح مسائل حقوقی زنان در آن دوره با واکنش روبرو خواهد شد . از دیدگاه مردمان آن روزگار زن موجودی ضعیف است که حتی اگر بخواهد از مزیتی برخوردار شود باید امتیازش از مرد کمتر باشد. تصور اینکه زن در یکی از حقوق خانوادگی و اجتماعی هم تراز مرد شود واقعا فاجعه آفرین بود. از این رو می بایستی هر حکمی به نفع زن به تصویب می رسد ، به گونه ای زیرکانه بیان شود که نه زن از چیزی محروم باشد و نه مرد در مقابل آن به واکنش و ستیز واداشته شود.
موضوع ارث از آن نمونه احکام بود که بسیار دقیق و زیرکانه مطرح شد و شاید بتوان چنین استنباط کرد که در آن عصر به آسانی کسی از مردان انحصارطلب به ژرفای آن – که به نفع زن طرح ریزی شده بود – پی نبرد تا در مقابلش جبهه گیری نکند.
مسئله ارث زن در حالی مطرح شد که در میان مرم عرب هر گاه مردی می مرد، فرزندان، زن پدر خود را به ارث در اختیار خود می گرفتند و با وی ازدواج می کردند یا او را به عقد دیگری در می آوردند و مهریه او را مانند دیگر اموال میان خود تقسیم میکردند. این پدیده زشت سبب شد که آیه ای از قرآن(سوره نساء آیه 22) آنان را از این کار باز دارد و رفته رفته به آنها تفهیم شود که زن همانند مرد دارای حقوقی است که باید محترم شمرده شود، با نزول آیه ارث (فللذکر مثل خط الانثیین) (نساء176) گفتگو ها بالا گرفت چون بر طبق آن آیه، زن نیز از ارث بهره می برد، اگرچه به مقدار نصف مرد. لطافت آیه ارث یکی در آن بود که در ابتدا از حق مرد سخن می گفت ولی در اصل نخست اعتراف به حق زن داشت. آیه نمی فرمود: ای زنان ارث شما نصف مردان است؛ بلکه فرموده است: ای مردان ! ارث و بهره شما دو برابر بهره زنان است. این تعبیر در حقیقت میزان در ارث را حق زن قرار می دهد، زیرا برای تعیین مقدارارث مرد، وی باید نخست به حق زن اعتراف کند و آنگاه به همراه دو برابر آن برای خود طلب نماید. بر طبق مفاد آیه نخست باید بهره زن مشخص و پرداخته شود و آنگاه نصیب مرد خود به خود معلوم می شود. اتین موضوع مانند آن است که بخواهند از دوازده میلیون تومان پول که از پدری به تنها پسر و دخترش ارث برسد، چهار میلیون سهم دختر می شود و هشت میلیون سهم پسر. این به ظاهر پایان تقسیم ارث میان پسر و دختر(مرد زن)است ولی در حقیقت کار به پایان نرسیده است . زن در هنگام تقسیم ارث نصف بهره مرد را بدست آورده است ولی از طرفی از سوی خداوند میان زن و مرد احکامی مقرر شده است که این کاستی برای زن جبران می شود و چه بسا سهمیه او بیشتر از مرد می گردد. زیرا با طرح چند وظیفه بر مرد، او موظف به پرداخت مخارجی است که زن عهده دار آن نیست . برخی از آنها بدین قرار است:
1- پرداخت مخارج خانواده(همسر،فرزنداو و پدر و مادر) زن در این مرحله وظیفه ای ندارد و مرد عهده دار تأمین مخارج است و در صورت نیاز مرد است که باید نیاز آنان را بر آورد.
2- پرداخت دیه: هر گاه فرزندان (دختر و پسر) به سبب کاری به پرداخت دیه محکوم شوند، در حقیقت مرد است که باید این دیه را بپردازد نه زن. هر گاه فامیل هم به پرداخت دیه ناچار شوند هژمردان فامیل عهده دار به پرداخت آن دیه اند نه زنان.
3- پرداخت مهریه: در هنگام خواستگاری و ازدواج، مرد است مه به زن مهریه می دهد نه زن به مرد.
4- مخارج کار در خانه و شیر دادن به فرزندان: مرد وظیفه دارد که در صورت تقاضای زن نسبت به انجام کار در خانه و شیر دادن به فرزندان به وی مزد دهد و حال آنکه در انجام کارهای مرد لازم نیست زن چیزی به مرد بپردازد.
با توجه به احکام نامبرده ، آنچه مرد در ارث به دست آورده در حقیقت بیشتر به مصرف زن می رسد و گاه بهره واقعی ا و از نصف ارث هم کمتر می شود، بنابر این باید سهمیه زن و مرد در این موضوع را به حقوق و درآمد تعبیر کنیم. زن حقوق کمتری از مرد دارد ولی در واقع درآمد وی مساوی با او یا بیشتر از وی است. افزون بر همه اینها زن ناچار نیست حاصل دسترنج خود در بیرون خانه را به مصرف خانه برساند. آنچه هو کسب می کند –در خانه باشد یا بیرون- به خوداو تعلق دارد ، در حالی که مرد حاصل کار خود را – به دلیل حقوقی که به عهده اوست- به خانه می آورد و به مصرف خانواده اش می رساند. والسلام |