ترحم به ابلیس جائز و بلکه مستحب است و روز قیامت از کسى که شیطان را لعنت نکرده سئوال نمى شود که چرا لعنت نکردى بلکه از علت لعن سئوال مى شود. پس چگونه وقتى که لعن ابلیس مؤاخذه دارد، صحابه بزرگوار همچون یزید را لعن مى کنید در حالیکه مسلم بود و بر فرض ارتکاب معصیت توبه کرده است و طهارت او مانع از لعن وى مى باشد؟

 1ـ ترحم بر شیطان روا نیست، زیرا در قرآن کریم شیطان لعن شده است و به مؤمنین دستور داده شده است از او به خدا پناه ببرند.

2ـ صحابه بصورت کلى منزه از خطا و اشتباه نیستند، و طبق آیات و روایات و تاریخ مسلم اسلام عده اى از آنها دچار خطا و اشتباه شده اند.

 3ـ یزید اولا جزء صحابه نیست، ثانیاً زندگى او سراسر با اعمال معصیت و گناه آمیخته است و جزء مصادیق کسانى است که خداوند در دنیا و آخرت آنها را لعنت کرده است.

 جواب تفصیلى:  با تشکر از پرسشگر گرامى با ذکر این مقدمه پاسخ خود را آغاز مى کنیم: براى پى بردن به حقیقت و راه یابى به کمال، باید پرده هاى تعصب را بزدائیم و بدون پیش داورى، از قران و سنت قطعى رسول خدا (ص) مدد جوئیم، با این بیان روى به قرآن کریم مى نهیم و حالت ابلیس را جستجو مى کنیم، در قرآن کریم سفارش شده است که همه انسانها باید از شر شیطان به خدا پناه ببرند([1]) و همچنین خداوند این موجود شریر را لعنت کرده است([2]) از این جهت نمى توان ادعا کرد که ترحم بر چنین موجودى مستحب است، زیرا خداوند با صراحت تمام او را لعنت کرده است و همین دلیل محکمى است که چنین موجودى مستحق لعن است و اما آنچه در روایات آمده است، این است که از اعمال و رفتار چنین موجود شریرى باید پند گرفت([3]).

 اما در مورد لعن صحابه، باید مجموعه آیات را در نظر گرفت و از آن نتیجه گیرى نمود در قرآن کریم موارد بسیارى زیادى دیده مى شود که عده اى از انسانها بخاطر کار ناشایستى که انجام داده اند، مورد لعن واقع شده اند، از جمله این افراد کسانى هستند که در ظاهر اسلام آورده اند و در باطن منافق بوده اند([4]). و همچنین کسانى که خدا و پیامبرش را آزار داده اند، در دنیا و آخرت مورد لعن خداوند واقع شده اند([5]). بنابراین هیچ ملازمه اى (عقلى یا شرعى) بین مصاحبت با پیامبر و عصمت صحابه از گناه، وجود ندارد. و نمى توان جمیع صحابه را از گناه منزه دانست([6]). و اما آیاتى مانند «رضى الله عنهم و رضوا عنه»([7])و آیه «محمد رسول الله و الذین معه...»([8]). و آیاتى از این قبیل، مقید به ایمان و عمل صالح هستند و با آیات دیگر تخصیص مى خورند([9]) علاوه بر این، تاریخ صدر اسلام گواه روشنى است که عده اى از صحابه به بهانه هاى مختلف، علیه خلیفه بر حق پیامبر (ص) حضرت على (ع) که به دستور خدا و اجماع مردم، خلیفه مسلمین بود، پرچم مخالفت برداشتند و فتنه هایى همچون جنگ جمل، نهروان و صفین را به راه انداختند و خون افراد بیگناهى را به ناحق ریخته اند([10]) و یا با ذریه پیامبر (ص) امام حسن (ع) و امام حسین (ع) جنگ کرده اند که قطعاً از مصادیق آزار خدا و رسول مى باشد و مورد لعن خداوند واقع مى شوند.

 و اما در مورد یزید باید دانست که سیره و روش او و اشعارش جملگى نشان دهنده آن است که او تا پایان عمر آلوده به شراب و قمار و... بود و در سه سال خلافت او سه جنایت عمده انجام گرفت، در سال اول حادثه کربلا و در سال دوم حمله به شهر مدینه و در سال سوم حمله به شهر مکه([11])، راستى آیا این همه جنایت و خونریزى و کشتار به ادعاى توبه احتمالى قابل بخشش است؟ آیا حق الناس را با آب توبه مى توان شستشو داد؟ علاوه بر اینکه یزید جزء صحابه پیامبر هم نبوده است([12]). و اگر یزید با اینهمه جنایت جزء افرادى که خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده است نباشد، هیچ مصداق دیگرى نمى توان براى آن سراغ گرفت.

 منابع جهت مطالعه بیشتر:

 1ـ سبحانى، ملل و نحل، ج1، ص195.

 2ـ محمد آصف محسنى، عدالة صحابه على ضوء الکتاب و السنة و التاریخ.

 3ـ تفسیر نمونه، ج22، ص119.

 4ـ دوانى، على، اجتهاد در مقابل نص (المراجعات ـ سید شریف الدین).

  و السلام 

تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1388-3-5 4:38        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ